"سر و گل"(دیرکوندها)
پژوهشی درایل دیرکوند(طوایف:میر بهاروند قلاوند دیرکوند ساکنین شمال خوزستان جنوب لرستان شرق ایلام)
مدتهاست به دنبال معلمی هستم به نام محمدعلی دریک وند اهل خرم آبادکه در سال 53و54و55معلم روستای سیاه خانه استان زنجان بوده وانسانی به تمام معناکامل . اهالی روستا برایش برنامه ای خاص دارند تااززحماتش درآن سالها قدردانی کنند اگرمیتوانیدمرایاری کنیدسپاس ازلطف شمادوست گرام. تلفن تماس09191855محمدتقی جهانی

پی نوشت: دوستان عزیزی که این معلم فرهیخته را می شناسند لطف فرموده اطلاع رسانی فرمایید



ارسال در تاريخ سه شنبه هجدهم شهریور 1393 توسط میردریکوندی

پی نوشت : اینجا اطراف شهر آمرلی است که شیعیان در محاصره داعش بودند و این فرزندی از ایران است ، که بی هیچ ادعایی محاصره گروه کثیف داعش را نقش بر آب کرد، هنوز تفنگ پدری در خانه هست!!!



ارسال در تاريخ یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 توسط میردریکوندی

پی نوشت1:تصاویری ازبزرگان منگره میرفتحی،میرحاتم،میرعیسی،میرمحمدقاسم میرعالی،علیمرزامیرچناری
پی نوشت2: تصویر متاسفانه کیفیت لازم را ندارد، امیدوارم دوستی که تصویر اصلی و بهتری از این عکس دارد ،اطلاع داده و نسخه ای از ان را به ایمیل ارسال فرماید سپاسگزارم.
پی نوشت3: دوستان علاقمند در صورت تمایل تصویر سند،عکس و نوشته قدیمی اگر دارند اطلاع داده و یا به ایمیل ارسال فرمایند تا در وبلاگ قرار گیرد باور داشته باشیم ارزش نوشته ها و تصاویر فقط در به نمایش گذاشتن آنهاست و گرنه در پستوی خانه ها فرسوده و از بین خواهند رفت.

 


برچسب‌ها: تصویر قدیمی, منگره, میرعالی خانی, میرچناری, خوانین منگره

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط میردریکوندی

پی نوشت1: سند تقسیم اراضی دروزنو واقع در الوار گرمیسری (منگره) بین خوانین میر منگره
پی نوشت 2: ردیف دوم بعلت چسب ،کمی مخدوش شده و مربوط به سهم میرباقر فرزند ظهراب است
پی نوشت3: دارنده این سند در صورت امکان نسخه با کیفیت تری ارسال نمایید ممنون می شویم
پی نوشت4 : دوستان علاقمند در صورت تمایل تصویر سند، عکس و نوشته قدیمی اگر دارند اطلاع داده و یا به ایمیل ارسال فرمایند تا در وبلاگ قرار گیرد باور داشته باشیم ارزش نوشته فقط در به نمایش گذاشتن آنهاست و گرنه در پستوی خانه ها فرسوده و از بین خواهند رفت.

.


برچسب‌ها: منگره, دروزناب, تقسیم اراضی بین خوانین میر, میر منگره, میرعالی

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط میردریکوندی

نوشت 1: تصویر متاسفانه کیفیت لازم را ندارد، امیدوارم دوستی که تصویر اصلی و بهتری از این عکس دارد ،اطلاع داده و نسخه ای از ان را به ایمیل ارسال نموده، و همچنین اسامی این بزرگان قلاوند را ذکر فرماید.سپاسگزارم
پی نوشت 2: دوستان علاقمند در صورت تمایل تصویر سند،عکس و نوشته قدیمی اگر دارند اطلاع داده و یا به ایمیل ارسال فرمایند تا در وبلاگ قرار گیرد باور داشته باشیم ارزش نوشته ها و تصاویر فقط در به نمایش گذاشتن آنهاست و گرنه در پستوی خانه ها فرسوده و از بین خواهند رفت.
پی نوشت 3: سپاس از جناب مهندس میرعالی که سه تصویر را ارسال کردند


برچسب‌ها: قلاوند, بزرگان قلاوند, قیلاب, منگرع, الوار گرمسیری

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط میردریکوندی



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 توسط میردریکوندی

به باریکاب احساسم بلوط یادتان سبز ست.

دلم تنگ ست برای راه باریکاب وپراز سودای "باریکه"

غمین هستم به یاد"دول الماس مرده" ومهر دل انگیزش

خوشا اشکفت"مرمر"در زمستانی ترین سرما وان تژگاه جاویدش

خوشا افشانه های عطر"گادول"وگل گندم به گاه فصل امیدش

خوشا"کول کبود"وابی دلها

خوشا"راه کبود"و"تخت پیرزاده"

خوشا سرسبزی"اتشی"و"کلخنگ غزینه"

خوشا"دنره"وپهنای "خار زردی"

خوشا"اشکفت زیبای محمد"درشب سرما

خوشا بزم وشکوه مهربانی ها

خوشا"دول نه"و "حور افشا"

خوشا دامان"سیل صحرا"

خوش اب زلال وپاک "اودک"

خوشا اوای سرنای مرادجان وشکوه شادمانه ان همه نغمه

خوشا"دول تا"و"هفت چشمه"

حوشا"اوبید"و"چال چنگی"خوشا اواز تیهوهای شیدا

خوشا ایینه ی جانبخش دلها !

 پی نوشت: یاد همه خوبی ها و صفای باریکو به خیر باد(تصویر از دوست عزیزم نوای ایلیاتی) و شعر از استاد عزیز شعبان امیدیاست.



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 توسط میردریکوندی
ارسال در تاريخ چهارشنبه یکم مرداد 1393 توسط میردریکوندی
جغرافیای تاریخی لرستان

لرستان  واژه ای  که به سرزمینهای لرنشین اطلاق می گردد و به معنای گستره جغرافیایی است که مردمان لر در آن سکونت دارند.با این توضیح می توان حدود غرب-شرق لرستان را از دشتهای غرب خانقین و مندلی در عراق تا دشت ارژن در استان فارس ایران و حدود شمال -جنوب لرستان را از همدان،اراک،و اصفهان تا سواحل خلیج فارس(هندیجان تا دیلم و گناوه)ذکر کرد.در طول تاریخ در خصوص این پهنای وسیع تقسیم بندیهایی اعمال شده است؛ابتدا لرستان به دو منطقه "لر بزرگ"و"لرکوچک"تقسیم شد که مرز آنها رود سزار بود.از  رود  سزار به سمت شرق که شامل سرزمینهای لرهای بختیاری،لرهای ممسنی و لرهای کهکیلویه و بویر احمدی" لٌر بزرگ" نامیده شد و از رود سزار به سمت غرب که شامل سرزمین لرهای فیلی،لرهای لک و اقلیتی "به اصطلاح کرٌد"میشود "لر کوچک"نامیده میشد."لر کوچک"خود به دو قسمت "لرستان پشتکوه"(مطابق با استان ایلام کنونی) و "لرستان پیشکوه" (مطابق با استان لرستان کنونی و بخشهایی از استانهای همدان ،کرمانشاه و خوزستان) تقسیم می شد  که در قرن دهم این دو منطقه «لرستان فیلی » نام گرفت.  واژه "به اصطلاح کرٌد" به این معنی است که طوایفی که در لرستان فیلی به کرد معروف هستند دارای اشتراکات زبانی و فرهنگی بسیار زیادی با لرتباران لک و لرتباران فیلی بوده و می توان آنها را لٌر نامید چون اشتراکات آنها با لٌرها بسیار بیشتر از اشتراکات آنها با سایر اکراد است و عده زیادی از این ایلات از ایلات لٌر منشعب شده اند ولی در مورد آنها تغیر زبانی و هویتی شکل گرفته است.   

لرستان پشتکوه

پُشْتْکوه، منطقه‌ای تاریخی در باختر ایران که تقریباً با استان ایلام کنونی مطابقت دارد. از آغاز پادشاهی شاهان صفوی، منطقۀ لُر کوچک به لرستان فِیلی معروف شد و لرستان فیلی در زمان سلطنت آقامحمدخان قاجار(1210-1211ق/1796-1797م) به دو منطقۀ پشتکوه و پیشکوه تقسیم گردید(افشار، 133). کبیرکوه(کوه کَوَر، کَبَر) از کوههای بلند و مهم کوهستان زاگرس و مرز میان دو منطقه است(ایزدپناه، تاریخ...، 1/8؛ کرزن، II/275). برخی از جغرافی‌نویسان، رودبزرگ سیمره را نیز مرز میان پشتکوه و پیشکوه دانسته‌اند(کریمی، جغرافی...، 75؛ کیهان، 1/48). پشتکوه بدان سبب که در پشت(باختر)کبیر کوه قرار گرفته، به این صورت نامیده شده است(ساکی، 4؛ کوکلان، 143(
این منطقه از شمال غرب به سرزمین کلهرها(از ایلهای کُرد کرمانشاهان)، از شمال شرق و جنوب شرق به رودخانۀ سمیره و کرخه، و از جنوب و جنوب غرب به جلگۀ بین‌النهرین محدود است(مرگان، 2/222). پشتکوه بیشتر از پیشکوه شناخته شده است، زیرا در سدۀ 13ق/19م، فرمانروایانی بر این ناحیه حکومت کرده‌اند که توانسته بودند نظم را در این سرزمین برقرار سازند(گابریل، 372)، همچنین این منطقه به سبب مرز مشترک با عراق، همواره از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است(کریمی، راهها...، 129).
ویژگیهای طبیعی: پشتکوه را شامل رشته‌های کوهستانی و جلگه‌هایی در میان کوهها دانسته‌اند که به صورت نفوذناپذیری از کرانۀ راست رود کرخه تا مرز امتداد دارد(کرزن، II/277). کوههای این منطقه از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌اند(کیهان، 2/464). کبیرکوه عظیم‌ترین و منظم‌ترین کوهستان ناحیه‌ است که به طول 160کم‍ مانند دیواره‌ای پشتکوه را از داخل ایران جدا می‌کند(مرگان، 2/224-225) و گردنه‌های کوچکی آن را به پیشکوه پیوند می‌دهد(کریمی، جغرافی، 27-28). 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه نهم تیر 1393 توسط میردریکوندی

در کنار اندیمشک بین زمین های کشاورزی قلعه لور تعداد ۶۰ اصله درخت است که مردم به آنها زری درخت می گویند. در میان درختها سه درخت انار است که مردم احترام خاصی به این درختها می نهند. کسی می خواست به مراد یا مطلبی برسد تیکه پارچه ای را به شاخه این درختها می بست تا به مراد برسد وقتی به مراد رسید آن را باز میکرد. بعضی از مردم در روزهایی مثل سیزده بدر زیر این درختها آش (AS چلو و پلو را می گویند ) و آبگوشت می پزند و آنرا به نیت و مراد خود بین کشاورزان یا فقرا که در حوالی آن هستند توزیع می کنند. دیگر اینکه سابق بر این زیر درخت حلوایی درست می کردند به نام محلی چزنک ( نان چزنک Caznag ) این نان را مردم در محل می پزند آنرا روی حلب پهنی خمیرش را صاف می کنند تا بصورت نان نرم و برشته درآید و بعد از آن استفاده می کنند و حلب پهن را که نان را به وسیلة آن به عمل می آورند توه Towva می نامند. که آنرا از نان نرم محلی و روغن حیوانی و شکر یا خاکه قند بعمل می آورند که بسیار خوشمزه است. نان چزنک گرم و روغن و شکر یا خاکه قند را خوب در ظرفی بهم می زدند و بعد آن را به نیت مراد و مطلب به مردم می دادند. در مورد عقیده به این درختها، مردم معتقدند که اگر کسی شاخه ای از آنها را بشکند جوان مرگ می شود، این درختها در تمام فصول سرسبزند و عمر آنها به یکصد و پنجاه سال بیشتر می رسد میوة آنها یک نوع گل است که در فصل بهار دست میدهد و در میان آن آب شیرینی وجود دارد. و علت نام آنها هم این است که مردم در قدیم غروبها فرشته ای را می دیده اند که در زیر این درختها مجسم می شده و روی این اصل به آنها زری درخت نام نهاده اند که هنوز هم به این نام موسومندhttp://mirasandimeshk.ir/?p=892


برچسب‌ها: درخت های نذر کرده اندیمشک

ارسال در تاريخ یکشنبه یکم تیر 1393 توسط میردریکوندی

دیار زیبای من اندیمشک ( تصاویر را مژگان قلاوند تهیه کرد)


برچسب‌ها: کوهای اندیمشک

ارسال در تاريخ شنبه سی و یکم خرداد 1393 توسط میردریکوندی

ما برای آنکه ایران خانه‌ی خوبان شود
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود
خون دلها خورده‌ایم
ما برای بوییدن بوی گل نسترن
چه سفرها کرده‌ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده‌ایم
ما برای بوسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کرده‌ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله‌ها
چه خطرها کرده‌ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
رنج دوران برده‌ایم
ما برای جاودان ماندن این عشق پاک، رنج دوران برده‌ایم.

یادبود فرمانده شجاع ، دوست داشتنی و خستگی ناپذیر جبهه های جنوب و غرب کشور سردار سبزخدا میردریکوند (مصطفی میر رضایی) در حال توجیه نیروهای خط شکن و عملیاتی گردان انبیا از لشگر 57 ابوالفضل (ع) ، در محور عملیاتی ارتفاعات گموی عراق

سوره حج، آیه 58:
«والذین هاجروا فی سبیل‌الله ثم قتلوا او ماتوا لیرزقنهم الله رزقا حسنا و ان‌الله لهو خیرالرازقین»
«و آنان که در راه خدا از وطن هجرت گزیده و در این راه کشته شده یا مرگ‌شان فرا می‌رسد. البته خدا رزق و روزی نیکویی نصیب‌شان می‌گرداند، که همانا خداوند بهترین روزی ‌دهندگان است.»



ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 توسط میردریکوندی
همچو آیینه شدم محو تماشای کسی
دل شکستم به نگاه رخ زیبای کسی
تشنگی کشت من اما...به لبانت سوگند
لب خود را ننهادم لب دریای کسی
ای که دنیای منی...لیک دلت با دگری است
جای من نیست دگر در دل دنیای کسی
نیمه شب آمد ومن می روم از خانه ی دوست...
...مصلحت نیست بخوابم...به سر جای کسی
همچو شمعی ک ز پایان غز ل می ترسد
عمر من سوخت به پای غم فردای کسی 

برگرفته از سایتhttp://www.shereno.com/31685/27965/238668.html



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 توسط میردریکوندی
یادبود زنده یاد معلم خستگی ناپذیر که در فصل بهار،به بهار ابدیت پیوست،روحش شاد و یادش گرامی باد.

 با لبخندت الفبا را یاد گرفتم و با مهربانی ات نوشتن را آغاز کردم. با نوازش دستان گرم و پرمهرت خواندن را یاد گرفتم، (الف-ب- بابا آمد)
    روز اول که به مدرسه آمدم، داشتم به تو نگاه می کردم. نگاه تو مهربان بود مثل یک مادر، دستان نوازشگرت بوی مادرم را می داد که مایه آرامش من است.
    ای شمع سوزانم که می سوزی تا من بمانم! دستان مهربانت را می فشارم و بر آن بوسه می زنم، وجود تو بود که من قد کشیدم و قلم را در دست گرفتم و خواندن و نوشتن را آغاز کردم. تو برایم ذوق کردی و خندیدی، تا من شاد شوم و بزرگتر شوم و من را بدرقه کردی تا راه را طی کنم و به مسیر راهم چشم دوختی و آرام زیر لب دعا گویم شدی تا راه را به درستی طی کنم و تا انتها موفق شوم، بدرقه ام کردی و دعا کردی تا خدا همیشه پشت و پناهم باشد.
    گلی بی آب بودم، تو آمدی مانند ابر، برایم مثل باران مهربانی باریدی و نیز یک بار دیگر مانند آفتاب، بر من تابیدی، تا گلی همیشه خندان و با طراوت شوم و تو قد کشیدنم را تماشا کردی و لبخند زدی.
    تو خورشید ی بی غروب و بارانی بی پایانی. تو سرچشمه محبتی که تمام مهربانی را به من هدیه کردی و به من آموختی آن چه را که باید می آموختم.
    درس زندگی را تو به من یاد دادی، نابینا بودم و تو بینایم کردی و راه زندگی را روشن و نشان دادی.
    و اینک:
    چه را تقدیمت کنم که جبران محبت هایت باشد؟
    گل سرخ، گل سفید، گل زرد، همه با هم دسته شدند تا تقدیمت کنم. گل سرخ ، خنده من، گل سفید قلب پاک تو و گل زرد الفبای مهربانی است، همه را با هم تقدیمت می کنم و بر دستان پرمهرت بوسه می زنم.


برچسب‌ها: علی اکبر میرعالی, معلم اندیمشک, معلم الوار گرمسری

ارسال در تاريخ شنبه دهم خرداد 1393 توسط میردریکوندی

  خانم جهان افروز نجفوند دریکوند فرزند صیدعلی از پیشکسوتان صنایع گلیم و فرش شهرستان اندیمشک در سال 1327 در خانواده ای مذهبی در روستای جهانگیرخانی متولد شد مادر ایشان خانه دار و پدرشان معلم مکتب خانه بود ایشان بخاطر ذوق و سلیقه ذاتی خیلی زود و در سن 10 سالگی وارد عرصه هنر شد و به علت نبود امکانات در آن دوره با استفاده از تخیلات ذهنی و الهام از طبیعت طرحهای بی نظیری در قالب فرش ارائه نمود ایشان به پیروی از پدر  که در زمان حیات به آموزش علوم قرآنی مشغول بود قدم در راه پدر نهاد و به آموزش هنر فرشبافی به هنر دوستان و مشتاقان این صنعت اهتمام ورزید ایشان در سال 1360 بطور رسمی با صنایع دستی و دیگر دستگاههای استان خوزستان در زمینه آموزش فرش و گلیم همکاری کرده است و اکنون با گذشت بیش از 50 سال همچنان در این زمینه فعالیت مینمایند.در ادامه مطلب لوح های تقدیر ایشان را ببینید


برچسب‌ها: نجفوند

ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 توسط میردریکوندی

26 اردیبهشت روز گلونی مبارک باد(تصویر حوالی اندیمشک و در میان گندم زارها مربوط به خانم قلاوند است)


برچسب‌ها: روز گلونی در میان لر تباران, مژگان قلاوند

ارسال در تاريخ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 توسط میردریکوندی
ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 توسط میردریکوندی
درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی
ودرود به امت حزب اله و همیشه در صحنه

من بر اساس رسالت و مسئولیتی که حس نمودم در راه الله و برای پاسداری از انقلاب کبیر اسلامی که خونبهای صدها شهید و مجروح است بطور داوطلبانه به جبهه آمدم و به جنگ علیه بعثیون مشرک و ضد خدا پرداختم و تنها هدفم از جبهه آمدن، احیای دینم و تداوم انقلابم می باشد. برای رسیدن به این هدف در بسیج شرکت کرده ام و خدا را به یاری می طلبم زیرا هدفم خدا، مکتبم اسلام، رهبرم روح اله است. هر قدمی که بردارم و هر گلوله ای که بطرف دشمن شلیک کنم و قلب سیاهش را هدف سازم خدا را بیاد آورم و هر گلوله ای که به تنم بخورد با یاد خدا دردش را که شیرین تر از شکر است تحمل میکنم. به جبهه آمدم تا بتوانم با اهدا خون خود دین خود را به اسلام ادا کنم. خدایا بمن لیاقت شهادت بده تا بتوانم نزد سرورم ابی عبداله سرافکنده نباشم و به آرزوی خود برسم و فرزند شایسته ای برای پدر مادر و کشورم باشم.

برادران و خواهران مسلمان:
چند نکته لازم می دانم با اینکه تکراری است اما جهت ساز است ذکر می کنم:

باید از رهنمودهای امام بزرگوار اطاعت و به آن عمل کنید زیرا فرمان او نشات گرفته از پیامبران و اسلام است .

وحدت را حفظ کنید زیرا رمز پیروزی است و همچنین فرصت به منافقین و ضدانقلابیون ندهید که بتوانند خدشه ای در راه تداوم انقلاب اسلامی وارد بکنند و خط نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را تا به اهتزاز در آوردن پرچم اسلام بر تمام نقاط جهان ادامه دهید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار   الله کرم میردریکوند. اهواز 61/2/11

زندگی نامه شهید در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 توسط میردریکوندی
ارسال در تاريخ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 توسط میردریکوندی
فرانک هول، استاد بازنشسته، در دانشگاه رایس به مدت هفده سال قبل از آمدن به دانشگاه ییل در سال 1980، استاد انسان شناسی دانشگاه شیکاگو بود. او رئیس بخش مردم شناسی موزه پی بادی دانشگاه ییل، و CJ MacCurdy، استاد انسان شناسی بوده است. او یکی از اعضای آکادمی ملی علوم است. هول در طول حدود چهل سال  سفر و انجام کاوشهای باستان شناسی، قوم نگاری و زمین پژوهشی در خاور نزدیک پرداخت، او مطالعاتش رابرای اولین بار در ایران و سوریه به انجام رساند. تخصص او تاریخ و توسعه کشاورزی و دامداری است. در طی کاوش و حفاری در علی کش و چغا سفید در دهلران شواهدی در مورد آغاز کشاورزی و دامداری در ایران بدست آورد. مطالعات وی منجر به کشف اردوگاههای دامداری متعلق به هزاره هفتم پ. میلاد شد. او در سوریه به انجام یک سری بررسی شناسایی و کاوش های مختلف از نوسنگی تا هزاره سوم پ.م پرداخت. او موسس شرکت PI در کمک های مالی ناسا به مطالعه استفاده از زمین در جنوب غربی آسیا بوده است.برای اولین بار مطالعات او در استفاده از تصاویر ماهواره ای زمین در طی سی سال و ترکیب این داده ها با شواهد باستانشناسی  مبنی بر ​​تغییرات در سیستم های کشاورزی پیش از تاریخ  متمرکز شده است که منجر به بازسازی پیشینه 9000 ساله چگونگی استفاده از زمین در منطقه خابور در شمال شرقی سوریه شد

 

پرفسور هول، دره خرم آباد را به خاطر وجود غارهای پیش از تاریخ متعدد و به هم فشردگی آن به عنوان مرکز تحقیقات و مطالعات دوره پارینه سنگی خویش قرار داد و در این دره موفق به یافتن 17 اقامتگاه انسانی دوره پارینه سنگی شد که از آن جمله می توان به غار "کنجی" مربوط به دوره "موسترین" و پناهگاه صخره ای "گرارجنه" که دارای ابزار "موستری" و "بارادوستی" و غار "یافته" با ابزار "بارادوستی" و غار "قمری" با ابزار "موستری" و پناهگاه سنگی "پاسنگر" که شامل مواد "بارادوستی" و "زارزی" بود اشاره کرد.غار کنجی در سال 1951 توسط هنری فیلد شناسایی شد و بازدید و حفاری آن توسط فرانک هول و کنت فلانری صورت گرفت

 

فرانک هول به همراه همکارانش مثل فلانری و... در طی اقامتش مستند کوچ نشینی به همراه تصاویری از ایل دیرکوند تهیه کرد که در پاییز 2010 به نمایش در آمریکا به نمایش در آمد

هول با سفر اخیرش به خرم آباد  درباره‌ی کاوش‌هایش در خرم‌آباد بیان داشته است: در سال 1961 میلادی برای کاوش دره‌ی خرم‌آباد به لرستان سفر کردم. در سال 1962 نیز با ایده‌ی جدیدی دوباره به لرستان سفر کردم. امروز که به خرم‌آباد وارد شدم، باور نمی‌کردم این شهر اینقدر تغییر کرده است وی درباره گروهی از دیرکوندها نوشته است

در بهار سال ۱۹۷۳ من با یک اردوگاه بهاروند لرها در کوه های جنوب غربی ایران سفر کرد. لر یکی از گروه های قبیله ای بزرگ ایران  است که مهاجرت فصلی با گله های گوسفند و بز زمینهای پست و مراتع کوه می باشد. این مهاجرت فصلی، شناخته شده به عنوان چرگشت، این است که تغییرات فصلی در آب و هوا و مراتع به پایان رسیده است. زمینهای پست، جایی که آنها در فصل زمستان عبور در چادر پناهگاه
است گرم تر، در حالی که ارتفاعات در برف پوشیده شده است. به عنوان مراتع  در مناطق پست شروع به پژمرده شدن با گرمای تابستان، کسانی که در ارتفاعات به درجه حرارت گرم با رشد شدید از چمن پاسخ دهند. در پاییز، با شروع از برف، بازحمت حرکت کردن معکوس شده است

http://frankhole.commons.yale.edu/files/uploads/Frank-Hole.png

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصویر سمت راست فرانک هول استاد دانشگاه رایس و بیل، سمت چپ  کنت فلانری استاد دانشگاه میشیگان

تصویر زیر متعلق به مدرسه عشایری است که در چین زال برپا شده و معلمش از اهالی شیراز بوده است

http://frankhole.commons.yale.edu/wp-content/blogs.dir/661/files/migration-exhibit/picture4.jpg

تصویر زیر متعلق به یک زمگه را نشان می دهد که در حال جمع آوری اثاث برای کوچ به هشتا پهلو هستند

http://frankhole.commons.yale.edu/wp-content/blogs.dir/661/files/migration-exhibit/picture5.jpg

تصویری بسیار قدیمیتر از میان عکسهای فرانک که گروهی از دیرکوند را نشان میدهد(نامشان نامعلوم هست؟)

http://frankhole.commons.yale.edu/files/uploads/Historic-Luri-men1-e1317659822412.jpg

کارگران لر که همراه فرانک بوده اند در یک مرحله

تصویر از کوچ

تصویر شماره 2

 

پی نوشت فیلم هول فرانک باستانشناس آمریکایی توسط دوست و استاد  و دایی عزیزم حامدنصیری در اختیار گذاشته ونشرداده شده  است جناب نصیری از فرهیختگان و انسانهای شایسته سرزمین بالاگریوه است که همواره از مطالب جذاب ایشان بهره مند شده ایم.

پی نوشت3: فرانک هول، همراه با کوچ نشینی ایل دیرکوند از چین زال اندیمشک تا دره نصو این مسیر را پیاده طی طریق نموده عکسکهای زیبایی ایشان از ساختار اولیه گذرگاه دشوار دلیچ براستی دیدنی است.

براي دريافت مستند کوچ نشینی ایل دیرکوند  با لینک حامد نصیری عزیز اينجا  را كليك كنيد


برچسب‌ها: تصاویر قدیمی لرستان, تصاویرقدیمی کوچ نشینی لرستان, تصاویر قدیمی دریکوندها

ارسال در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 توسط میردریکوندی


 

شیءباوری، به معنای باور داشتن به شیء یا اشیایی است که در باور انسان‌های بدوی دارای نیروی خارق‌العاده بوده، که در رویایی با مشکلات زندگی بدان‌ها پناه می‌برده‌اند. آثار و بقایای شی‌ءباوری همواره در میان فرهنگ عوام از جمله فرهنگ عامه ایران به‌جا مانده است. در این رویکرد، توجه به منشأ باور به برخی اشیاء و چگونگی عملکرد و اثربخشی آن‌ها در فرهنگ عامه ایران در اولویت قرار دارد. همچنین بررسی اهمیت این اشیاء به عنوان اشیایی با نیروی فوق طبیعی در زندگی مردم ایران از دیگر اهداف این پژوهش است. اشیایی برخاسته از باورهای جمعی و اعتقادات آیینی ـ مذهبی در فرهنگ عامه که توده مردم جهت رسیدن به نیازها و خواسته‌های معنوی خویش به این اشیاء توسل جسته، و آن‌ها را باور دارند.شیءباوری یا فتیشیسم به مفهوم اعتقاد و باور به وجود نیروی فوق طبیعی در برخی اشیاء طبیعی(موجود در طبیعت) و مصنوع(دست ساخته انسان) است. منشاء اصطلاح فتیشیسم مربوط به قرن 18ميلادي است که سياحان و دريانوردان پرتغالي در آفريقا متوجه شدند بوميان آفريقايي برای بعضي اشياء مانند درخت، ماهي، گياه، سنگ، پنجه مرده بعضي جانوران، چوب خشک، مو و ناخن نيروي جادويي قائلند و آنها را تقديس مي‌كنند و در رفع مشکلات و گرفتاريهاي خود استمداد مي‌نمايند(Tylor,1970:229). پرتغاليان لغت فتيش را که در زبان پرتغالي به معناي «طلسم و تعويذ» است به آن اشياء دادند و عقايد و آداب مرتبط با فتيش‌ها را فتيشيسم ناميدند....به ادامه مطلب رجوع فرمایید



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط میردریکوندی

چه اسفندها...!
چه اسفندها دود کردیم
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه!
وقتی تو نیستی... 
مهدی(عج) عزیز
نه هست های ما
چونان که بایدند
نه بایدها...

خدای مهربانم،اکنون به روزهای آخر سال رسیده ام یکسال از عمرسپری شد...

روزهایی گذشت که تو وعده داده ای حساب آن روزهای رفته را از من بازپرسی..

اما من غافل مثل همیشه به کار خود مشغول بودم واندیشه نکردم از روز حساب...

و نترسیدم از روز مکافات...و به فکر حساب دنیا بودم.... مهربان من:

هنگامی که فراموشت می کردم آیا تو هم مرا فراموش می کردی!

آن هنگام که دلم به زرق و برق دنیا خوش می شد؟

 آن زمان که به جای تو معبودم زر می شد و کارم تزویر بود!!!

یا آن زمان که در ناراحتیها و رنجها و دردهایم  به جز تو پناهی می جستم!!!

اما مهربانم:تو که فراموشم نکردی ...همین الان بیادم آوردی که بیادت آورم.

که هر وقت بنده ای یادخدا کند حتما این اول خداست که به یاد بنده اش بوده است... 

تو در کنارم بودی..تو یارم بودی...تو حیاتم را ادامه دادی..تو دل شیشه ایم را نشکستی..تو مصیبتهایم را اسان کردی..رنجهایم راحس کردی..صدایم را شنیدی..تو اشکهایم را دیدی..تو بر سر سجاده ام بغضهایم را فهمیدی..آرزوهایم را دیدی.. ناامیدیم را حس کردی..خطاهایم را بخشیدی عیبهایم را پوشاندی خوبیهایم را جلوه گر کردی ومن باز همان بودم تو قسم خوردی به والعصر ان لاانسان لفی خسر اما من نفهمیدم و همچنان بر مقدرات تو  صبر نداشتم در حالیکه توصیه می کردی به تواصوابالصبر

بهارت را بهانه کنم واسه عذر تقصیر به درگاه مهربانیت .یا مقلب القلوب و الاابصار

بازباسرافکندگی از تو شب و روزم را به بهترین حالت تمنا کنم.یامدبراللیل و النهار

بجای قصه هزار و یک شب،هزار و یک قصه خدایی خواهم یامحول الحول والااحوال

تمنا و آرزوهایم  را اجابت کن که خود گفتی ادعونی استجب..گفتی ان الله جمیل

حول حالنا الی احسن حال



ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 توسط میردریکوندی
لرهای بالاگریوه از اقوام کهن ایرانـی هستند .که هنوز کهن ترین ریشه های ایرانی بودن را با وجود مظاهر فرهنگ و تجددامروزی حفظ کرده اند. سابقه سکونت در لرستان به بیش از چهل هزار سال می رسد و بر این اساس برخی اعتقاد دارند لرها و بالاگریوه ای ها از گروه های اصیل قوم لر هستند که کمتر دچار تغییر و دگرگونی شده اند مطالعه فرهنگ و آداب و رسم های عشایر ما را به پیوستگی فرهنگی با اقوام و اجداد باستانیمان می رساند هر چند نمی توان ادعا کرد که قبایل امروزی بالاگریوه از نسل همان قبیله های باستانی هستند اما مسلم و قطعی است که بسیاری از آیین های آنها بر گرفته از راه و روش و مذهب اقوام باستانی است یکی از رسم های عام زنان بالاگریوه و لر (ری کنن) و گیسو بریدن و آب در تژگاه کردن است این سه آیین در اقوام گذشته این سرزمین وجود داشته است و در ادامه به نسلهای کنونی منتقل شده است که این سندی بر اصالت نژادی و تبار پرافتخار و هویت تاریخی این اقوام هست رسم روی خســـــــتن زنان (ری کـــندن) در داغ بزرگان و عزیزان ، بدین ســان است که صورت خود را با چنگ میخراشند و موهایشان را پریـــشان میکنند و هر گاه متوفی آدم برجسته ای بوده باشد طره گیسوان خود را میبرند روی خستن بانوان در مراسم بزرگان ایران زمین چون مردان مــردی مثل ایرج و سهراب و سیاوش در شاهنامه به تواتر ذکر شده است. در نتیجه این آیین نمیتواند دلیلی بر نامناسب بودن آیین فعلی زنان لر قلمداد شود. زیرا ایرانیان که شاهــــــنامه را مایه فخر و مباهات سرزمین خود در میان سایر ملل جهان می دانند چنین عـــزاداری را در پاسداشت و ستایش جوانمردی و شجاعت ارج نهاده اند و درمی یابیم که درتاریخ غــــــرور انگیز این سرزمین که استاد بی همــــتای سخن "فــــــــــردوسی پاکزاد" آن را به نـــظم کشیده است نیــاکان ما این گونه با شکوه و هیبت گوهـــــرهایشان را تا دل خاک بدرقه می کردند. و افتخار حفظ این سنت تاریخی از آنِ لرهاست که روح بزرگ ســـتایی را همچنان در میان خود جولان می دهند. زنان چون رو در روی زنان صاحب عزا قرار می گیرند برای ابراز همدردی گیــــسوان خود را پریشان کرده و بعضا" میبرند و با ناخن صورتشان را خراش می دهند که معمولا زنان صاحب عزا مانع می شوند و دست ها را به دور گردن هم حلقه می کنند و یکدیگر را در آغوش می گیرند و اینگونه تسلی خاطر می یابند که نمونه هایی از این فرهنگ را در شـــــــاهنامه به شما می نمایانم .

 • در سوگ سیاوش:

 ز کاخ سیاوش برآمد خروش         جهانی ز گرسیوز آمد به جوش

همه بندگان موی کردند باز           فرنگس مشکین کمند دراز

 برید و میان را به گیسو ببست      بناخن گل ارغوان را بخست 

===================================

 • از زبان فرنگیس :

بسوگ سیاوش همی جوشد آب کند چرخ نفرین بر افراسیاب

بگفت این و روی سیاوش بدید  دو رخ را بکند و فغان برکشید

 ===================================

 •و فریدون در غم ایرج:

 بر افشاند بر تخت خاک سیاه                 به کیوان برآمد فغانِ سپاه

 همی سوخت کاخ و همی خست روی   همی ریخت اشک و همین کند موی

 ==================================

 •و چون کاووس شاه از مرگ سیاوش خبر یافت:

 چو این گفته بشنید کاووس شاه سر نامدارش نگون شد ز گاه

بر و جامه بدرید و رخ را بکند به خاک آمد ز تخت بلند .

 =================================

 •و این خبر چون به زابلستان رسید:

 تهمتن چو بشنید زو رفت هوش        ز زابل به زاری برآمد خروش

 به چنگال رخساره بشخود زال  همی ریخت خاک از بر شاخ و یال

 از این رو هر کس مختصری با شاهنامه آشنا باشد در میابد از دیرباز این ایرانیان بوده اند که دلاوران وغیور مردانی که آیینشان آزادگی ،رستن زه بند بندگی بوده را آنچنان پاس میداشتند که علاقه خود را پس از مرگ هم به آنان ارزانی میداشتنند زیرا معتقد حیات روح پس از مرگ بوده اند که ریشه در آیینهای "میترائسم" و "زردتشی" داشته است. 



ارسال در تاريخ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 توسط میردریکوندی

جهت بزرگ نمایی روی تصویر کلیک فرمایید...


برچسب‌ها: شهدای لرستان, شهید قلاوند, شهید میرعالی, شهید دریکوند, شهید بهاروند

ارسال در تاريخ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 توسط میردریکوندی

 

پی نوشت: فرمانی از فتحعلی شاه قاجار به میرعباس خان و میرمحسن بیک خان

مبنی بر مقابله با اقدامات نامناسب حسن خان والی پشتکوه

پی نوشت2: امیدوارم روزی فرا رسد که تمام اسناد و تصاویر قدیمی در دسترس همه علاقمندان قرار بگیرد.


برچسب‌ها: پیشکوه, پشتکوه

ارسال در تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1392 توسط میردریکوندی

پی نوشت:
شیرمردان بزرگ جودکی،دربندحکومت بی کفایت قاجار
از راست، باقرخان، فتح اله خان، عباس خان، نامدارخان و محمدعالی خان جودکی

برچسب‌ها: خوانین جودکی, بزرگان جودکی, سران جودکی, روسای جودکی, جودکی

ارسال در تاريخ شنبه سوم اسفند 1392 توسط میردریکوندی

پی نوشت: دو قطعه عکس مربوط به کدخدایان کردعلیوند از طایفه بهاروند هستند که توسط رزم آرا برداشته شده اند، چند نفری از اسامی مشخص شده است ولی متاسفانه با اینکه افراد شماره گذاری شده اند اما در پشت عکس اسامی نیامده است.با جناب بیات پژوهشگر(منتشرکننده خاطرات رزم آرا) و بازماندگان سپهبد رزم آرا نیز تماس گرفته شد اما فعلا  نوشته ای که حاوی  اسامی باشد به دست نیامد...


برچسب‌ها: کردعلیوندها, کردعلیوند, خوانین کردعلیوند, بهاروند, دیرکوند

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی

ردیف سوم نشسته نفر اول ازچپ:     شهید جهانبخش میردریکوند،محل شهادت دشت عباس
ردیف چهارم نشسته نفر دوم از چپ : شهید نصیر میر دریکوند، محل شهادت شهرسومار
ردیف سوم نشسته نفرسوم ازراست: شهیدعلی محمدمیردریکوند محل شهادت،سردشت
ردیف آخر شماره دو ایستاده از چپ  :شهید الله کرم میردریکوند فرزند فضل الله  شهادت در فتح المبین
ردیف چهار ، ایستاده شماره5:        شهید فتحعلی دریکوند فرزند حاج مدد آهوبرندی،محل شهادت سومار
شماره 11شهید هوشنگ ماسوری؟
ردیف چهار نفر شماره 1 ایستاده: پاسدار الماس دریکوند،که هم اکنون جانباز ودر قید حیات است
عکاس این عکس،علیرضا طالبوند؟!


برچسب‌ها: دیرکوند, میر, بهاروند, قلاوند, اسکان و تحصیل

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی

اسلایدر