X
تبلیغات
"سر و گل"(دیرکوندها)
"سر و گل"(دیرکوندها)
پژوهشی درایل دیرکوند(طوایف:میر بهاروند قلاوند دیرکوند ساکنین شمال خوزستان جنوب لرستان شرق ایلام)

چه اسفندها... آه!
چه اسفندها دود کردیم
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه!
وقتی تو نیستی... 
مهدی(عج) عزیز
نه هست های ما
چونان که بایدند
نه بایدها...

خدای مهربانم،اکنون به روزهای آخر سال رسیده ام یکسال از عمرسپری شد...

روزهایی گذشت که تو وعده داده ای حساب آن روزهای رفته را از من بازپرسی..

اما من غافل مثل همیشه به کار خود مشغول بودم واندیشه نکردم از روز حساب...

و نترسیدم از روز مکافات...و به فکر حساب دنیا بودم.... مهربان من:

هنگامی که فراموشت می کردم آیا تو هم مرا فراموش می کردی!

آن هنگام که دلم به زرق و برق دنیا خوش می شد؟

 آن زمان که به جای تو معبودم زر می شد و کارم تزویر بود!!!

یا آن زمان که در ناراحتیها و رنجها و دردهایم  به جز تو پناهی می جستم!!!

اما مهربانم:تو که فراموشم نکردی ...همین الان بیادم آوردی که بیادت آورم.

که هر وقت بنده ای یادخدا کند حتما این اول خداست که به یاد بنده اش بوده است... 

تو در کنارم بودی..تو یارم بودی...تو حیاتم را ادامه دادی..تو دل شیشه ایم را نشکستی..تو مصیبتهایم را اسان کردی..رنجهایم راحس کردی..صدایم را شنیدی..تو اشکهایم را دیدی..تو بر سر سجاده ام بغضهایم را فهمیدی..آرزوهایم را دیدی.. ناامیدیم را حس کردی..خطاهایم را بخشیدی عیبهایم را پوشاندی خوبیهایم را جلوه گر کردی ومن باز همان بودم تو قسم خوردی به والعصر ان لاانسان لفی خسر اما من نفهمیدم و همچنان بر مقدرات تو  صبر نداشتم در حالیکه توصیه می کردی به تواصوابالصبر

بهارت را بهانه کنم واسه عذر تقصیر به درگاه مهربانیت .یا مقلب القلوب و الاابصار

بازباسرافکندگی از تو شب و روزم را به بهترین حالت تمنا کنم.یامدبراللیل و النهار

بجای قصه هزار و یک شب،هزار و یک قصه خدایی خواهم یامحول الحول والااحوال

تمنا و آرزوهایم  را اجابت کن که خود گفتی ادعونی استجب..گفتی ان الله جمیل

حول حالنا الی احسن حال



ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 توسط میردریکوندی
لرهای بالاگریوه از اقوام کهن ایرانـی هستند .که هنوز کهن ترین ریشه های ایرانی بودن را با وجود مظاهر فرهنگ و تجددامروزی حفظ کرده اند. سابقه سکونت در لرستان به بیش از چهل هزار سال می رسد و بر این اساس برخی اعتقاد دارند لرها و بالاگریوه ای ها از گروه های اصیل قوم لر هستند که کمتر دچار تغییر و دگرگونی شده اند مطالعه فرهنگ و آداب و رسم های عشایر ما را به پیوستگی فرهنگی با اقوام و اجداد باستانیمان می رساند هر چند نمی توان ادعا کرد که قبایل امروزی بالاگریوه از نسل همان قبیله های باستانی هستند اما مسلم و قطعی است که بسیاری از آیین های آنها بر گرفته از راه و روش و مذهب اقوام باستانی است یکی از رسم های عام زنان بالاگریوه و لر (ری کنن) و گیسو بریدن و آب در تژگاه کردن است این سه آیین در اقوام گذشته این سرزمین وجود داشته است و در ادامه به نسلهای کنونی منتقل شده است که این سندی بر اصالت نژادی و تبار پرافتخار و هویت تاریخی این اقوام هست رسم روی خســـــــتن زنان (ری کـــندن) در داغ بزرگان و عزیزان ، بدین ســان است که صورت خود را با چنگ میخراشند و موهایشان را پریـــشان میکنند و هر گاه متوفی آدم برجسته ای بوده باشد طره گیسوان خود را میبرند روی خستن بانوان در مراسم بزرگان ایران زمین چون مردان مــردی مثل ایرج و سهراب و سیاوش در شاهنامه به تواتر ذکر شده است. در نتیجه این آیین نمیتواند دلیلی بر نامناسب بودن آیین فعلی زنان لر قلمداد شود. زیرا ایرانیان که شاهــــــنامه را مایه فخر و مباهات سرزمین خود در میان سایر ملل جهان می دانند چنین عـــزاداری را در پاسداشت و ستایش جوانمردی و شجاعت ارج نهاده اند و درمی یابیم که درتاریخ غــــــرور انگیز این سرزمین که استاد بی همــــتای سخن "فــــــــــردوسی پاکزاد" آن را به نـــظم کشیده است نیــاکان ما این گونه با شکوه و هیبت گوهـــــرهایشان را تا دل خاک بدرقه می کردند. و افتخار حفظ این سنت تاریخی از آنِ لرهاست که روح بزرگ ســـتایی را همچنان در میان خود جولان می دهند. زنان چون رو در روی زنان صاحب عزا قرار می گیرند برای ابراز همدردی گیــــسوان خود را پریشان کرده و بعضا" میبرند و با ناخن صورتشان را خراش می دهند که معمولا زنان صاحب عزا مانع می شوند و دست ها را به دور گردن هم حلقه می کنند و یکدیگر را در آغوش می گیرند و اینگونه تسلی خاطر می یابند که نمونه هایی از این فرهنگ را در شـــــــاهنامه به شما می نمایانم .

 • در سوگ سیاوش:

 ز کاخ سیاوش برآمد خروش         جهانی ز گرسیوز آمد به جوش

همه بندگان موی کردند باز           فرنگس مشکین کمند دراز

 برید و میان را به گیسو ببست      بناخن گل ارغوان را بخست 

===================================

 • از زبان فرنگیس :

بسوگ سیاوش همی جوشد آب کند چرخ نفرین بر افراسیاب

بگفت این و روی سیاوش بدید  دو رخ را بکند و فغان برکشید

 ===================================

 •و فریدون در غم ایرج:

 بر افشاند بر تخت خاک سیاه                 به کیوان برآمد فغانِ سپاه

 همی سوخت کاخ و همی خست روی   همی ریخت اشک و همین کند موی

 ==================================

 •و چون کاووس شاه از مرگ سیاوش خبر یافت:

 چو این گفته بشنید کاووس شاه سر نامدارش نگون شد ز گاه

بر و جامه بدرید و رخ را بکند به خاک آمد ز تخت بلند .

 =================================

 •و این خبر چون به زابلستان رسید:

 تهمتن چو بشنید زو رفت هوش        ز زابل به زاری برآمد خروش

 به چنگال رخساره بشخود زال  همی ریخت خاک از بر شاخ و یال

 از این رو هر کس مختصری با شاهنامه آشنا باشد در میابد از دیرباز این ایرانیان بوده اند که دلاوران وغیور مردانی که آیینشان آزادگی ،رستن زه بند بندگی بوده را آنچنان پاس میداشتند که علاقه خود را پس از مرگ هم به آنان ارزانی میداشتنند زیرا معتقد حیات روح پس از مرگ بوده اند که ریشه در آیینهای "میترائسم" و "زردتشی" داشته است. 



ارسال در تاريخ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 توسط میردریکوندی

جهت بزرگ نمایی روی تصویر کلیک فرمایید...


برچسب‌ها: شهدای لرستان, شهید قلاوند, شهید میرعالی, شهید دریکوند, شهید بهاروند

ارسال در تاريخ پنجشنبه هشتم اسفند 1392 توسط میردریکوندی

پی نوشت: فرمانی از فتحعلی شاه قاجار به میرعباس خان و میرمحسن بیک خان

مبنی بر مقابله با اقدامات نامناسب حسن خان والی پشتکوه

پی نوشت2: امیدوارم روزی فرا رسد که تمام اسناد و تصاویر قدیمی در دسترس همه علاقمندان قرار بگیرد.


برچسب‌ها: پیشکوه, پشتکوه

ارسال در تاريخ سه شنبه ششم اسفند 1392 توسط میردریکوندی

پی نوشت:
شیرمردان بزرگ جودکی،دربندحکومت بی کفایت قاجار
از راست، باقرخان، فتح اله خان، عباس خان، نامدارخان و محمدعالی خان جودکی

برچسب‌ها: خوانین جودکی, بزرگان جودکی, سران جودکی, روسای جودکی, جودکی

ارسال در تاريخ شنبه سوم اسفند 1392 توسط میردریکوندی

پی نوشت: دو قطعه عکس مربوط به کدخدایان کردعلیوند از طایفه بهاروند هستند که توسط رزم آرا برداشته شده اند، چند نفری از اسامی مشخص شده است ولی متاسفانه با اینکه افراد شماره گذاری شده اند اما در پشت عکس اسامی نیامده است.با جناب بیات پژوهشگر(منتشرکننده خاطرات رزم آرا) و بازماندگان سپهبد رزم آرا نیز تماس گرفته شد اما فعلا  نوشته ای که حاوی  اسامی باشد به دست نیامد...


برچسب‌ها: کردعلیوندها, کردعلیوند, خوانین کردعلیوند, بهاروند, دیرکوند

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی

ردیف سوم نشسته نفر اول ازچپ:شهید جهانبخش میردریکوند،محل شهادت دشت عباس

ردیف چهارم نشسته نفر دوم از چپ : شهید نصیر میر دریکوند، محل  شهادت شهرسومار

ردیف سوم نشسته نفر سوم از راست:شهیدعلی محمدمیردریکوند محل شهادت،سردشت


برچسب‌ها: دیرکوند, میر, بهاروند, قلاوند, اسکان و تحصیل

ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 توسط میردریکوندی



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی



ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی


پی نوشت: عکس مربوط به خوانین رحیم خانی سگوند است: نشسته محمدحسین خان رحیم خانی سگوند ، و ایستاده (چپ) غلام رضا خان رحیم خانی سگوند دو تن از روسای نام آور سگوند
ایستاده نفر اول از راست شاید: خانجان؟؟؟؟


ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی

پی نوشت 1 : این تصویر اولین بار در کتاب سفرنامه الموت،لرستان و ایلام تالیف بانو فریا استارک با ترجمه علی محمد ساکی ،انتشارات علمی 63 ص 207 آمده است
پی نوشت2 : اسامی افراد در کتاب مذکور چنین آمده است:
خوانین سلسله و دلفان در حضور مظفرالملک حاکم لرستان،سمت چپ او صیدمهدی خان حسنوند،علیمرادخان دلفان رئیس طایفه میربیگ و بعدی کرمی کاکاوند رئیس طایفه کاکاوند است
پی نوشت3 : جناب جایدری عزیز، تصویر را متعلق به سال 1260 دانسته است
پی نوشت 4 : بر اساس پشت نویسی عکس سمت راست حاکم باقرخان امرایی  رئیس طایفه طرهان و بعد از او مهرعلی خان سرتیپ رئیس طایفه عالی خانی قرار دارد


ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی

پی نوشت1 : تصویر از کتاب سفرنامه فریا استارک،ترجمه علی محمد ساکی،انتشارات علمی،تهرام،1363 ص37

پی نوشت2: شرح عکسها در کتاب مذکور چنین است: ردیف اول نفر وسط نظرعلی خان امیر اشرف، سمت راست حاج زینکه حسنوند و رضا خان نورعالی، سمت چپ خسروخانی و بعد از او سرهنگ موسی خان ردیف دوم سرداری سفید میرزا حسین خان بنان

پی نوشت 3 : در کتاب ایل حسنوند،حجت اله حیدری،خرم آباد،انتشارات افلاک،1381 ، ص65 چنین آمده:

نظر(نظه خان) امرایی،راست  سرهنگ موسی خان،؟ ردیف دوم ایستاده رضاخان نورعالی، نشسته ردیف دوم لباس سفید برانازار، حاج زینکه، سیدعلی،سرتیپ رضایی،امیرآبدار(چی؟)

پی نوشت 4: در کتاب تنگه زاهد شیر،ماشااله بیرانوند، خرم آباد، شاپورخواست،1386، ص70

نشسته از راست: رضاخان دلفانی، مرادخان مومه وند، نظرعلی خان امرایی، نظرعلی خان مومه وند دلفانی، محمدتقی خان یوسفوند  ایستاده: از راست حیدرقلی یساول، صیدمیرزا خان یوسفوند، احمدخان موموند،نصیرخان امرایی،؟

پی نوشت 5:یکی از فرهیخته گان و نوادگان موسی خان به نقل از معتمدین خانواده اسامی را چنین ذکر فرمودند:  از راست 1یوسف خان دلفان 2 سزهنگ موسی خان 3 نظر علی امرایی 4 خسرو خان خانی (دلفان) 5 حاج زنکه حسنون

پی نوشت: دلیل اختلاف اسامی!!!؟؟؟؟(کدام اسامی صحیح ترند؟)




ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی

تصویری از سران لرستان در بروجرد





ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 توسط میردریکوندی

اسلایدر